عطا ملك جوينى

300

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

من لم يؤدّبه والداه * * ادّبه الّليل و النّهار كم قد اذلّا كريم قوم * * ليس له منهما انتصار من ذا يد الدّهر لم تنله * * او اطمأنّت به الدّيار كلّ عن الحادثات مغض * * و عنده للزّمان ثار ( 9 ) ص ايضا س 9 ، جغا نوين ، در حواشى ذيل صفحات گفتيم كه اين جغانوين همان جغان نوين مذكور در ج 1 ص 211 است كه كيوك خان ابن اوكتاى قاآن او را بمنزى يعنى اقصاى ختاى نامزد نموده بود ، و در عهد اوكتاى قاآن نيز وى حاكم ولايات ختاى بوده است ، رشيد الدّين گويد : « و از قوم تنكقوت امراى بسيار بوده‌اند از آن جمله جغان نويان كه چون پانزده ساله بود چنگيز خان او را آورده و به راه فرزندى پرورده چنان كه او را پسر پنجم خوانده و هزارهء بزرگ چنگيز خان او دانسته و در روزگار اوكتاى قاآن اين جغان نويان را بر سر تمامت لشكرها كه بسرحدّ خناى مىبودند نصب فرمود و حكومت ختاى با آن منضمّ گردانيد تا بحدّى كه شاهزادگان و امرا كه در آن حدود نشسته بودند تمامت در حكم او بودند » ( جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 156 ، و ج 3 ص 195 - 196 ) ، ( 10 ) ص 77 س 9 ، اركؤن ، مراد از اركؤن ( اركون ، اركاون ، اركان ) در اصطلاح مورّخين عهد مغول چنان كه از موارد استعمال آن صريحا واضح مىشود كشيشان و رؤساء مذهبى نصارى بوده است ، اينك بعضى شواهد استعمال اين كلمه : « جماعتى كه به حكم يرليغ چينككيز خان و قاآن از زحمات و تكاليف معاف‌اند از اسلاميان طايفهء سادات بزرگوار و مشايخ كبار و ائمهء اخيار و از نصارى اركاونان و قسيّسان و رهبانيّه و احبار » ( جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 313 ) ، - « و پادشاه فرمود كه اين مثال نوشتند كه جماعت سادات و دانشمندان و اركؤن و مشايخ و كسانىكه با ما جنگ نكنند ايشانرا از ما امانست و مثال بر تير بسته به شهر انداختند